می گفتند در این رفت و آمدها شاهراه آسمان را پیدا کرده بودی!

 

برای حاج ناصر اربابیان

فرمانده دلاور گردان تخریب لشکر ۱۰ سید الشهدا

می گفتند در این رفت و آمدها شاهراه آسمان را پیدا کرده بودی!

و در آخرین شناسایی

برای همیشه

و  شاید به قول سید مرتضی ...

از همان پلی که فرشتگان آسمان از عرش تا زمین

بال در بال

گسترده بودند 

دل به آسمان سپردی..!

و پرواز...

راستی سردار!

دیدی که میشود...

 

بعضی از فرماندهان جبهه به آموزش رزمی اهمیت زیادی میدادند از جمله اونها میتوان ازشهیدان همت و شهید رستگار نام برد. این نقل شهید همت رو برای اولین بار از زبان سردارشهید تخریب حاج ناصراربابیان شنیدم که از قول این شهید میگفت:"اگر 100تومن به من بدهند وبگویند خرج عملیات کن.من 90 تومن اون رو خرج آموزش میکنم و10تومن خرج عملیات" شاید درنگاه اول این جمله ساده وپیش پا افتاده باشد اما اگر کمی دقت کنیم به درایت ودور اندیشی صاحب این کلام باید آفرین گفت...فرماندهانی که در جنگ به امر آموزش وتربیت رزمی نیروهای تحت امرشان اهمیت دادند توانستند با حداقل تلفات ماموریت خود را انجام دهند.شهید حاج کاظم رستگار فرمانده لشگرسیدالشهدا علیه السلام نیز توجه فراوانی به امر آموزش داشت بخصوص آموزشهای تخصصی جنگ و عنایت ویژه ای به آموزش رزم بچه های تخریب داشت و بعد از عملیات خیبر و اتفاقاتی که در روند عملیات افتاد این حساسیت بیشتر شد و در دیدارهای متعددی که با فرماندهان و بچه های تخریب داشت به آنها گوش زد میکرد...که هرچه میتوانید درکنارتربیت معنوی، آمادگی رزمی خود را هم بالاببرید.شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهداء(ع) این امر فرمانده محبوب خود را به جان خرید ویکی ازنیروهای لایق و توانمند خود را براین کار گمارد..شهید حاج ناصر اربابیان از تابستان سال 63 درکنارشهید نوریان به امر آموزش بچه های تخریب پرداخت و با بهره گیری از تجارب عملیاتها رزمندگانی را تربیت کرد که تا آخرین روز جنگ گردان تخریب لشگرده سیدالشهداء(ع) را یاری نموده و در ماموریت های عملیاتی لشگر10 سیدالشهداء(ع) قوت فلب فرماندهان بودند.شهید حاج ناصر دست پرورده شهید علی کفایی فرمانده تخریب لشگرحضرت رسول(ص) بود و همیشه از حماسه دلاوری او در عملیات والفجریک یاد میکرد:میگفت علی وقتی دید زمان برای بریدن سیم های خاردار در داخل کانال نیست و دشمن هوشیار شده و تاخیر در بازگشایی معبر تلفات را بالا میبرد اژدر بنگال (لوله ای پر از مواد منفجره که برای باز نمودن معبر و انبوه سیم خاردار از آن استفاده میکنند) را داخل حجم سیم های خاردار فرو برد و چاشنی نارنجک را داخل آن قرار داد و ضامن را کشید و مسیر را برای رزمندگان باز کرد و خود قطعه قطعه شد ..

عملیات بدر-زمستان 64-شهیداربابیان اولین نفرسمت چپ-شهیدنوریان درتصویر دیده میشود

شهید اربابیان درعملیات بدر یاری کننده بچه های تخریب در انهدام دژهای جزیره مجنون بود...درعملیات عاشورای 3 با همکاری شهید سید امین صدر نژاد تله های انفجاری فراوانی را برای استفاده در عملیات آماده کرد که در عملیات از آن استفاده شد و از دشمن تلفات زیادی گرفت..تجربه عملیاتی شهید ناصر در آموزش غواصان تخریب که برای عملیات والفجر8 مهیا میشدند به کار آمد تا بچه های تخریب بتواند به سلامت از اروند خروشان عبور کرده و از میان انبوه سیم خاردار و هشت پرهای متعدد وبشکه های فوگاز معبری امن برای عبور رزمندگان باز کنند ...توانمندی شهید ناصر در برنامه ریزی برای مین گذاری مقابل دشمن در دفع پاتک های متعدد در جاده فاو ام القصر و اطراف کارخانه نمک موثر بود به طوری که دشمن را از دست یابی به مواضع رزمندگان نا امید ساخت .اطلاعات رزم عملیاتهای سیدالشهداء(ع) ، کربلای 1و2 واصرار دشمن در مسلح کردن زمین عملیات، شهید ناصر را برآن داشت که در آموزش بچه های تخریب،روی عبور از موانع بیشتر دقت کند و برای عبور از سیم خاردارها که به صورت طولی دشمن در مفابل مواضعش استفاده کرده و داخل آن را با انواع مین مسلح کرده بود چاره اندیشی شود.

زمستان 64-رو.دخانه کارون-آزمایش موشک رعد-شهیدان اربابیان-پوررازقی-زعفری     

         آموزشهای آبی خاکی در آبان و آذر سال65  نوید عملیات در آبگرفتگی را میداد واضافه شدن مواد منفجره و تمرین انفجار دژ و جاده و خاکریز حکایت از سخت بودن کارداشت.استفاده از کمربندهای انفجاری برای انفجار درختان نخل و رها کردن آنها روی آبراهه های جزیره ام الرصاص از ابتکارات شهید ناصر بود و او همه توان خود را خرج کرد که نیرویی تربیت کند که آمادگی این کار بزرگ را داشته باشد.و شب عملیات کربلای 5 در کنارشهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب ل10 سیدالشهداء(ع) قرار گرفت و با توجه به شناختی که از توانمندی بچه ها داشت در گزینش نیروها برای ماموریت ها موثر بود و خود نیز ماموریت انفجار دژی را پذیرفت که با انهدام آن مسیر تردد قایق ها برای حمله به دژ شلمچه در منطقه عملیاتی لشگرسیدالشهداء(ع) باز گردید. تخریب ل10 با توجه به ماموریت های متعدد در عملیات کربلای 5،تکمیلی کربلای 5 وکربلای 8 در منطقه شلمچه همچنان توانمند و پا به کار جلوه میکرد .تمامی گردانهای عمل کننده برای بازسازی واستراحت عقب رفتند اما تخریب همچنان در جط مقدم حضور داشت .                                                    

قبل ازعملیات کربلای یک- فرماندهان ل10-شهیداربابیان نفراول نشسته ازسمت چپ

معمولا اتفاق میفتاد که در ماموریت ها، گردان های تخریب از سایر تیپ ها و لشگرها نیروی تخریب چی به کمک میگرفتند اما برای تخریب ل10 سیدالشهداء(ع) به جهت توانمندی کادر آموزشی و شخص شهید اربابیان در تربیت نیروهای مورد نیازبرای عملیات این نیاز احساس نشد.بهار سال 66 عملیات در جنوب متوقف شد و یگانهای عملیاتی برای عملیات به غرب کشور نقل مکان کردند و لشگر10سیدالشهداء(ع) در پادگان امام علی (ع) در شهرسنندج مستقرشد.چون عملیات در منطقه کوهستانی بود باید نیروها برای زدن معبر در کوهستان آماده میشدند و باز شهید اربابیان آموزش را بر اساس کار در کوهستان و مناطق شیب دار سازماندهی کرد و ظرف کمتر از یک ماه گردان به آمادگی کامل برای عملیات رسید و عملیاتهای نصر4 و بیت المقدس 2 به انجام رسید. تیرماه 66 و در عملیات نصر4 شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب ل10سیدالشهداء(ع) به شهادت رسید .و این گمان از سوی مسوولین لشگر میرفت که با شهادت ایشان توان عملیاتی گردان کم شود .لاکن با تلاشهای شهید حاج قاسم اصغری و شهید اربابیان خلا نبود شهید سید محمد برطرف شد.

بهار65-موقعیت الوارثین-شهید اربابیان در کنارشهید زینال الحسینی 

عید سال 67 ماموریت عملیات در منطقه شاخ شمیران به لشکر سیدالشهداء(ع) محول شد و غواصان تخریب با گذشتن از دریاچه سد دربندی خان عراق توانستند معبری در پشت مواضع دشمن باز نموده ورزمندگان را برای حمله به دشمن عبور دهند.وبعد ار این عملیات بود که سنگر بچه های تخریب در زیر ارتفاع" تیمورژنان"ومقرآنها در شهربیاره عراق توسط هواپیماهای بعثی بمباران شیمیایی شد که در این حمله ناجوانمردانه 13 تن از رزمندگان تخریبچی شهید و نزدیک 50 نفر نیر مجروح شدند که شهید حاج ناصر اربابیان از جمله مصدومین این حمله بود.که از ناحیه چشم ، پوست و ریه به شدت آسیب دید و در بیمارستان لقمان و بقیه الله تهران بستری شد.شدت صدمات به حدی بود که می بایستی ماه ها در بیمارستان بستری و تحت نظر باشد.اما این عزیز با همان حالت مصدومیت در حالیکه چشمانش به شدت به نور حساس شده بود و از سوزش تاولها و سرفه های پی درپی رنج میبرد در اردیبهشت ماه سال 67 مجددا به جبهه برگشت و در مین گذاری روی ارتفاعات مشرف به شهر ماووت شرکت کرد.سال 67 سال سرنوشت سازی برای جبهه ها بود از یک سو دشمن با کمک استکبار جهانی با تمام توان به مواضع ما درجبهه یورش برد و از طرف دیگر جنگ شهرها قوت گرفت و رویارویی امریکا با جمهوری اسلامی در منطقه با حمله به سکوهای نفتی و زدن هواپیمای مسافربری آغاز شد.اواخرتیرماه 67 بود که دشمن بعثی ازجبهه شرهانی و فکه برای هجوم به خاک کشورمان و تهدید شهرهای شوش ، اندیمشک و دزفول عملیات خود را آغاز کرد و ابتدا با بمباران شدید هوایی وگلوله باران منطقه، مقاومت نیروهای ارتشی مستقر در خطوط پدافندی در این دو جبهه را شکست واز سمت فکه تا تپه های "برغازه "محل استقرار یکی از تیپ های ارتش جلو آمد و از طرفی مقر اصلی تخریب لشگرده سیدالشهداء(ع) که به موقعیت الوارثین شهرت داشت در سرراه پیشروی دشمن قرار داشت.بچه ها تخریب در مقر ، با فرماندهی شهید اربابیان آماده میشدند تا با مین گذاری مقابل دشمن و عملیاتهای انفجاری جلوی دشمن را سد کنند و شهید اربابیان صبح روز 22 تیرماه 67به همراه یکی دیگر از رزمندگان تخریب با موتور سیکلت برای شناسایی دشمن از طریق جاده فکه اقدام میکنند که درمحل استقرار تیپ پدافند کننده در منطقه که به دست دشمن افتاده بود با انبوهی از تانک و نفربر مواجه میشوند و در مسیر برگشت با سربازان دشمن روبرو شده و درحالیکه روی جاده با موتورسیگلت در حرکت بود از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار میگیرند و بعد از طی مسافت کوتاهی به علت خونریزی شدید و ضعف موتور از حرکت می ایستد.دشمن برای دستگیری ایشان اقدام میکند اما همراه ایشان موفق میشود از چنگ دشمن فرار کنند و بعد از 4 ساعت پیاده روی خود را به مقر الوارثین برساند.غروب روز 22تیرماه 67 دشمن از مواضع خود عقب نشینی کرد و بچه های تخریب با حضور درمنطقه موتور سیکلت را در وسط جاده سالم پیدا کردند که کنارش خون زیادی ریخته بود و جای چرخهای نفربری که حکایت از انتفال ایشان به مواضع دشمن میکرد.بچه ها تمام خاک های منطقه را که احتمال دفن ایشان میرفت وارسی کردند اما اثری از این عزیز نیافتند .هیچ کس جز زمین داغ فکه نمیدانست با فرمانده دلاور ما چه کردند تا اینکه درخردادماه سال1380 آن پیکر مطهر به آغوش میهن اسلامی ما بازگشت و در گلزارشهدای بهشت زهرا ء(س) قطعه سرداران(29) –ردیف 18-شماره 9 درجوار امیرسرافراز ارتش جمهوری اسلامی سپهبد شهید علی صیاد شیرازی آرام گرفت .

 

راوی:جعفرطهماسبی

یادوخاطره این عزیز را گرامی میداریم

 

برزگداشت شهدای عملیات دفاع سراسری و غدیر-سردار شهید حاج ناصراربابیان
فرمانده تخریب ل10 سیدالشهداء(ع)-پنجشنبه 8 مردادماه ساعت18
-حسینیه سیدالشهداء(ع)-میدان حر- خیابان امام خمینی
-خیابان کمالی-خیابان کاشان.