تبلیغات
دیده بان فکه - یارانی که با لب تشنه شهید شدند (جعفر طهماسبی)
دیده بان فکه
اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ

 

 

اون روزهای داغ تیرماه جنوب که گرمای 52 درجه مغز آدم رو نیم پخته میکرد علی  و سعید ، یکی از عین خوش و دیگری از رمل های فکه پرکشیدند.

روی سنگ مزار علی کریمی نوشته...شهادت 22/4/ 67 محل شهادت عین خوش

و

روی سنگ مزار سعید علیخانی نوشته...شهادت 21/4/67 محل شهادت فکه..

Create your flash banner free online

 

روزهای پایانی تیرماه  67 مصادف بود با پایان ماه ذیقعده و شروع ماه ذی الحجه....تقریبا آخرین کاروان حاجی ها بار سفر رو بسته بود.. میرفتند که عرفات و منا رو تجربه کنند و قربانی به قربانگاه الهی تقدیم کنند... اونروزها عده ای راهی مکه بودند واینطرف میدون عده ای که سعید هم در بین اونها بود مقیم فکه....... هردو سرزمین داغ و طفتیده بود.... روزسه شنبه 21 تیرماه 67 ، مصادف با 27 ذیقعده بود که دشمن از سر صبح با ریختن آتش سنگین گلوله های توپ و خمپاره و بمباران وسیع شیمیایی حمله رو شروع کرد و تا نزدیکی غروب تمام منطقه فکه رو گرفت. نیروهای مستقر در خط کاملا غافلگیر شدند و تعدادی به شهادت رسیدند و تعداد زیادی را هم به عنوان اسیر با خود به عقب برد.... سعید علیخانی هم جزء شهدایی بود که در این روز به شهادت رسید.

  

نقشه مقتل شهیدان علیخانی و کریمی

 

غروب روز 21 تیر خبر هجوم دشمن به منطقه شرهانی ، فکه و عین خوش به رزمندگان تهرونی مستقر در پادگان دو کوهه رسید ورزمندگان لشگر27 حضرت رسول(ص) و10 سیدالشهداء(ع) در روز 22 تیرماه با حمله برق آسا ، دشمن رو تا صفر مرزی عقب زدند و علی کریمی در صف این دلاورمردان بود که در عین خوش به شهادت رسید.

پیکر مطهر شهید علی کریمی همانروز به پشت جبهه منتقل شد .... اما پیکر سعید در منای فکه روی زمین باقی ماند. وبعد از 70 روز درماه صفر از زمین داغ فکه برداشته شد ودر روز جمعه اول مهر67 مصادف با یازدهم ماه صفر در گلزار شهدای بهشت زهراء(س) به خاک سپرده شد....

پیدا شدن شهدایی که در منطقه فکه بدنهاشون روی زمین مانده بود حکایت غریبی داره.... همه اونها از تشنگی شهید شده بودند وبرای اینکه به چنگ دشمن نیفتند در منطقه عملیاتی پراکنده بودند وگازهای شیمیایی هم نفس های آخر اونها رو گرفته بود.و پیدا کردن این همه شهید که در منطقه پخش شده بودند زمان زیادی میبرد هرکدوم کنار تپه ای و زیر سایه خارو خاشاکی به معراج رفته بودند... حکایت بدنهای بر جای مانده سرزمین فکه تداعی کننده کربلا و روز عاشورا بود....

پیکر شهید سعید وقتی برای تشییع اومد انگار نه انگار که بیش از دو ماه زیر آفتاب بوده... نه بویی گرفته بود و نه متلاشی شده بود..... اما این بدن به رمل های فکه آغشته بود و انگار لباسهایش را در رملهای فکه غسل داده بودند... کسی لباس رزم غسل داده شده با رملهای فکه را از تن سعید بیرون نکرد وبا همان لباس ها در خاک آرمید. هرکسی ردی از رمل های داغ فکه میخواد به اینجا سر بزنه قطعه ۴۰

 

 

بر گرفته از وبلاگ مشهد شهیدان