هنوز که هنوز است و با گذشت ۲۶ سال از پایان جنگ نابرابر تحمیلی مادران منتظر امیدوارند روزی گم شده هایشان از در وارد شوند و

 سال ها رنج انتظار به سر برسد 


 


شهدای ایران: سریال پر مخاطب «آوای باران» با تمام نقاط مثبت و منفی

به ایستگاه پایان رسید و پدر و دختری پس از ۲۰ سال فراق و دوری همدیگر را در آغوش کشیدند و دوران رنج و سختی به سر رسید و آدم های منفی داستان رسوا شدند و کاراکترهای داستان هم عاقبت بخیر.

به گفته مسئولین رسانه ملی این سریال با اقبال چشمگیر بیننده های تلویزیون مواجه شد و توانست رکورد سریال های پرمخاطبی چون نرگس و وضعیت سفید را بشکند و در ساعات پخش، از شدت ترافیک تهران و شهرهای بزرگ نیز بکاهد.

برگزیدن موضوع انتظار و جدایی برای ما ایرانی ها که آدم هایی بسیار عاطفی هستیم در میزان اقبال عمومی این سریال نقش اساسی را ایفا کرده است، اینکه پدری ناخواسته ۲۰ سال از یگانه فرزندش دور می ماند و دست بی رحم تقدیر دختر را با یک زندگی پر از سختی و مشقت آشنا می کند که شاید برگرفته از داستان یوسف نبی و دوری و فراق چندین ساله اش از دامان پدر.

 

سالهاست که مفهوم انتظار حداقل برای بخشی از جامعه ما مفهومی بسیار ملموس و آشنا دارد و در گوشه کنار این آب و خاک هستند مادرانی که روزی فرزاندانشان برای راندن دیو دشمن از این خاک و دیار رفتند ولی هنوز که هنوز است بازنگشته اند و ما جاویدالاثر می خوانیمشان.

 

این مادران که امروز دیگر پیر و کم رمق شده اند کاری جز چشم دوختن به در ندارند وتسبیحی بر دست و ذکر "عما یجیب " بر لب تا بلکه یوسفان گم گشته شان از   در واردشوند .                                                                         

هرچه با پس ذهنمان کلنجار برویم تا شاید آثاری پیدا کنیم که رسانه ملی در مورد این مادران منتطر و چشم دوخته به در، ساخته باشد حتی در حد انگشت شمار هم چیزی به ذهن خطور نمی کند و تنها سریال شاخصی که نگاه کوچکی به این موضوع انداخته بود "روزهای زندگی" ساخته سیروس مقدم است که آن هم متعلق به  ۱۴سال پیش است.

شاید سینما در این مورد بهتر به وظیفه اش عمل کرده و حداقل" بوی پیراهن یوسف" ابراهیم حاتمی کیا هست که بتواند آبرویی برای صنعت فیلم و سریال کشور در این حوزه بخرد.

یقینا رسانه ملی، از نظر امکانات نرم افزاری و سخت افزاری با حداقل کمبودها مواجه است و از نظر سوژه نیز، با در اختیار داشتن فیلمنامه نویسان مجرب و آشنا با مقوله دفاع مقدس کمبودی در این بخش ندارد به گونه ای که تنها با کمی احساس مسئولیت می تواند، آثار فاخری با موضوع شهدای جاویدالاثر تولید کند که با استقبال مخاطبان همراه شود.

بی شک، توجه بیشتر به این موضوع و نیز حضور بهتر و موثرتر فیلمنامه نویسان و نویسندگان حوزه نشر و دفاع مقدس می تواند در تبدیل بخشی از خاطره های ناب دوران دفاع و انقلاب اسلامی که کمتر مورد توجه بوده است، طیف وسیعی از مخاطبان را پای جعبه جادو بنشاند و توطئه های فرهنگی دشمن را در دور کردن مردم از واقعیت های ۸ سال دفاع مقدس و چرایی وقوع انقلاب اسلامی را خنثی کند.

 

 


آخــریـن لحظه حال دیگــر داشت

چفیه بست و کلاه بر سر داشت

ســـالـهـا رفـتــه و نـمی گــویـنـد

آن جـوانـی که رفت مــادر داشت